تبليغاتX
malwandi_h.blogfa.com
الف )ادله قراني :
ا- حضرت زهرا سلام الله عليها معصوم از هر گناه و بدي
آيه‌ي تطهير و عصمت اهل‌بيت عليهم‌السلام:............................................

ادامه مطالب......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 7:6 بعد از ظهر توسط حسن ملوندی |

برخی از تاریخ نویسان اهل تسنن حادثه یورش به خانه وحی را نیمه روشن و برخی تا حدی روشن بیان نموده‏اند که به نمونه‏هایی اشاره می‏شود :
طبری: او که نسبت ‏به خلفا تعصب خاصی دارد، به این مقدار اعتراف می‏کند: « اتی عمر بن خطاب منزل علی فقال: لاحر قن علیکم او لتخرجن الی البیعة» «عمر بن خطاب در برابر خانه علی علیه السلام قرار گرفت و گفت: براستی [خانه را] بر روی شما به آتش می‏کشم و یا اینکه شما برای بیعت خانه را ترک گویید»
ابن قتیبه دینوری: این نویسنده گامی فراتر رفته، می‏گوید: خلیفه نه تنها تهدید کرد، بلکه دستور داد که در اطراف خانه هیزم جمع کنند و افزود: «به خدایی که جان عمر در دست اوست! یا باید خانه را ترک کنید و یا اینکه خانه را آتش زده و می‏سوزانم» «وقتی به او گفته شد که دختر گرامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، فاطمه در خانه است، گفت: «هر چند فاطمه در آن باشد» (الامامة والسیاسة، ج‏2، ص‏12؛ اعلام النساء، ج‏3، ص‏1205 )
ابن عبد ربه اندلسی می‏گوید: خلیفه به عمر ماموریت داد که متحصنان را از خانه بیرون کشد و اگر مقاومت کردند با آنان نبرد نماید، از اینرو عمر آتشی آورد که خانه را بسوزاند «فاقبل بقبس من النار علی ان یضرم علیهم الدار» در این موقع با فاطمه علیها السلام روبرو گردید، آن حضرت فرمود: فرزند خطاب! آمده‏ای خانه ما را به آتش بکشی؟ وی گفت: آری، مگر اینکه بسان دیگران با خلیفه بیعت نمایید. (عقدالفرید، ج‏4، ص‏260; تاریخ ابی الفداء، ج‏1، ص‏156; اعلام النساء، ج‏3، ص‏1207)
شبیه اعترافات فوق را ابو الولید محب الدین محمد بن شخته الحنفی قاضی حنفیها در حلب متوفای سال 815 دارد) شرح ابن ابی الحدید، ج‏2، ص‏19 و ج‏1، ص‏134؛ ریاحین الشریعه، ج‏1، ص‏285)
( احمد بن یحیی بلاذری متوفای) (279 انساب الاشراف، ج‏1، ص‏586؛ تلخیص الشافی، ج‏3، ص‏76 )
ابی خیزرانه در کتاب غرر ( نهج الحق و کشف الصدق، ص‏271) ، نیز چنین مطالبی دارند. و همچنین ابن واضح یعقوبی ( تاریخ یعقوبی، ج‏2، ص‏126 ) ، عمر رضا کحاله در کتاب «اعلام النساء» و ابراهیم بن عبدالله یمنی در کتاب «الاکتفاء» و ... این امور را ذکر کرده ‏اند.
مصادر دوم: گروهی از تاریخ نویسان اهل سنت ‏به آخرین مرحله از جسارت به خانه زهرا علیها السلام نیز اعتراف نموده‏اند، و صریحا گفته‏اند که عمر خانه علی علیه السلام و زهرا علیها السلام را آتش زد.از جمله :
محمد بن عبدالکریم بن احمد شافعی، معروف به شهرستانی (579 – 548)، از ابراهیم بن سیار بن هانی، معروف به نظام، متوفای سال 231 - که از اعاظم شیوخ معتزله و استاد جاحظ بوده است - نقل کرده است که گفت: «... وکان عمر یصبح احرقوها بمن فیها وما کان فی الدار غیر علی وفاطمة والحسن والحسین علیهم السلام، و عمر بود که فرمان داد خانه را با کسانی که در آن قرار دارند بسوزانند، در حالی که در خانه جز علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام کسی نبود»
مصادر سوم: مسعودی گفته است: «فَوَجَّهُوا اِلی مَنْزِلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوا بابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیِّدَةَ النِّساءِ بِالْبابِ حَتّی اَسْقَطَتْ مُحْسِنا؛ پس [عمر و همراهان] به خانه علی علیه‏السلام رو کردند و هجوم برده، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛ چنان که محسن را سقط نمود»
نظّام، طبق نقل عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) می‏گوید: «اِنَّ عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتّی اَلْقَتْ اَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها
(الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57) ؛ به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود»
همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق.)، به نظّام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَنَّ عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَ الْعِتْرَةِ؛ عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم‏السلام جلوگیری کرد»( اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107)
صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنّت می‏گوید: «اِنَّ عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتّی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها (الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347) ؛ به راستی عمر آنچنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سِقط نمود»
مقاتل بن عطیّه می‏گوید: «ابابکر بعد از آنکه با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهرا علیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آنچنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت [و بر اثر آن صدمات] حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آنکه از دنیا رفت»(«اَرْسَلَ عُمَرَ وَ قُنْفُذا وَ جَماعَةً اِلی دارِ عَلیٍّ وَ فاطِمَةَ علیهماالسلام وَ جَمَعَ عُمَرُ الْحَطَبَ عَلی دارِ فاطِمَةَ وَ اَحْرَقَ بابَ الدّارِ وَ لمّا جائَتْ فاطِمَةُ خَلْفَ الْباب تَعَدَّدَ عَمَرُ وَ اَصْحابُهُ وَ عَصَرَ عُمَرُ فاطِمَةَ علیهاالسلام خَلْفَ البابِ حَتّی اَسْقَطَتْ جَنینَها وَ نَبَتَ مِسْمارُ الْبابِ فی صَدْرِها وَ سَقَطَتْ مَریضةً حَتّی ماتَتْ» الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 16 )
طبق نقل علماي اهل سنت، رسول الله (ص)هم واقعه شهادت حضرت زهرا را پيش‌بيني كرده بودند. جويني از علماي بزرگ اهل سنت (ذهبي در مورد او مي‌گويد امام و پيشوا محدث يگانه و كامل و فخر اسلام و با ديانت و صالح بود. ر.ك تذکرة الحفاظ ج 4 ، ص 1505- 1506 ، رقم 24 )، نقل مي‌كند كه رسول خدا فرمودند «من هر وقت او را مي‌بينم ياد آن اتفاقي مي‌افتم که بعد از من برايش رخ خواهد داد. گويا مي‌بينم که ذلت در خانه وي داخل شده، حرمتش شکسته شده ، حقش غصب گرديده ، از ارثش محروم گرديده ، پهلويش شکسته شده است و فرزند در رحمش سقط شده است در حاليکه صدا مي‌زند يا محمداه ولي کسي جواب او را نمي‌دهد..... او اول کسي است که از خانواده ام به من خواهد پيوست. او د ر حالي نزد من مي‌آيد كه اندوهگين و سختي کشيده و غمگين است و کشته (شهيد) شده است.( فرائد السمطين ج2 ، ص 34 و 35 )
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 7:2 بعد از ظهر توسط حسن ملوندی |


تابوت را ز خانه زهرا که می برد؟
از بیت جبرئیل صفا را که می برد؟

مولا که سر نهاده به دیوار، بی قرار
خونابه را زپهلوی زهرا که می برد؟

جز دختری که مات دعاهای مادر است
سجاده را به خلوت شبها که می برد؟

وقتی که کوچه تنگ و دلی سنگ می شود
طفل صغیر را به تماشا که می برد؟

با باغبان خسته بگویید در بهار
آتش به باغ تازه شکوفا که می برد؟

چشمان کودکان به پدر خیره مانده است
تابوت را به شانه اش آیا می برد؟

شعر از جواد موسی زاده

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 8:36 بعد از ظهر توسط حسن ملوندی |

سرخوش آن عیدی که آن بانی نور.......


از کنار کعبه بنماید ظهور..................



قلبها را مهر هم عهدی زند...............


از حرم بانک انا المهدی زند.............



نوروز 91مبارک..................

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 6:10 بعد از ظهر توسط حسن ملوندی |


سلام من به محرم محرم گل زهرا/به لطمه های ملائك به ماتم گل زهرا
سلام من به محرم به تشنگی عجیبش/ به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش
سلام من به محرم به غصه و غم مهدی/ به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام من به محرم به كربلا و جلالش/ به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش
سلام من به محرم به حال خسته زینب/ به بینهایت داغ دل شكسته زینب
سلام من به محرم به دست و مشك ابوالفضل/ به ناامیدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل
سلام من به محرم به قد و قامت اكبر/ به خشك اذان گوی زیر نیزه و خنجر
سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم/ به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم
سلام من به محرم به گاهواره اصغر/ به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر
سلام من به محرم به احترام سكینه/ به آن ملیكه كه رویش ندیده چشم مدینه
سلام من به محرم به عاشقی زهیرش/ به بازگشتن حر و خروج ختم به خیرش
سلام من به محرم به مسلم و به حبیبش/ به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش
سلام من به محرم به زنگ محمل زینب/ به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب
سلام من به محرم به انتظار رقیه/ به پای آبله بسته به چشم تار رقیه
سلام من به محرم به شور و حال عیانش/ سلام من به حسین و به اشك سینه زنانش
سلام من به محرم به حزن نغمه هایش/ به پرچم و به سیاهی به خیمه های عزایش

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 10:35 قبل از ظهر توسط حسن ملوندی |

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

باز این چه شورش است که در خلق عالمست
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتمست

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط حسن ملوندی |

دهه کرامت و تولد ولی نعمتمان حضرت علی بن موسی الرضا (ع)مبار کباد...


 عيون أخبار الرِّضا عن إبراهيمَ بنِ العبّاسِ : ما رَأيتُ أبا الحَسَنِ الرّضا عليه السلام جَفا أحَدا بِكَلِمَةٍ قَطُّ وَ لا رَأيتُهُ قَطَعَ عَلى أحَدٍ كَلامَهُ حَتَّى يَفرُغَ مِنهُ ، وَ ما رَدَّ أحَدا عَن حاجَةٍ يَقدِرُ عَلَيها وَ لا حَدَّ رِجلَهُ بَينَ يَدَي جَليسٍ لَهُ قَطُّ وَ لا اتَّكى بَينَ يَدَي جَليسٍ لَهُ قَطُّ ، وَ لا رَأيتُهُ شَتَمَ أحَدا مِن مَواليهِ وَ مَماليكِهِ قَطُّ ، وَ لا رَأيتُهُ تَفَلَ وَ لا رَأيتُهُ يُقَهقِهُ في ضِحكِهِ قَطُّ ، بَل كانَ ضِحكُهُ التَّبَسُّمُ ، وَ كانَ إذا خَلا وَ نَصَبَ مائِدَتَهُ أجلَسَ مَعَهُ عَلى مائِدَتِهِ مَماليكَهُ وَ مَواليهِ حَتَّى البَوّابَ السّائِسَ . (١)



عيون أخبار الرضا ـ به نقل از ابراهيم بن العباس ـ : هرگز نديدم كه امام رضا عليه السلام به كسى سخن تندى بگويد ، و يا پيش از آن كه كسى سخنش تمام شود سخن او را قطع كند . اگر مى توانست حاجت كسى را برآورد ، هرگز او را دست خالى برنمى گرداند ؛ هيچ گاه در برابر كسى پاى خود را دراز نمى كرد ، و چنانچه كسى در حضور او نشسته بود ، تكيه نمى كرد . هرگز نديدم كه به يكى از غلامان و خدمتكارانش ناسزا بگويد ؛ هرگز نديدم كه آب دهان بيندازد ، و يا هنگام خنديدن قهقهه سر دهد ، بلكه خنده اش تبسّم بود . هرگاه سفره اش را پهن مى كرد غلامان و خدمتكاران خود و حتى دربان [و] مِهتر اسبان را با خود سر سفره مى نشاند .

 


١-عيون أخبار الرضا : ٢ / ١٨٤ / ٧ .

 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 9:1 بعد از ظهر توسط حسن ملوندی |


خُطبَةُ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام في عيدِ الفِطرِ
١٤٧٢٣- الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : خَطَبَ أميرُ المُؤمِنينَ عَلِيُّ ابنُ أبي طالِبٍ عليه السلام يَومَ الفِطرِ فقالَ :

أيُّها النّاسُ ، إنَّ يَومَكُم هذا يَومٌ يُثابُ فيهِ المُحسِنونَ و يَخسَرُ فيهِ المُبطِلونَ ، و هُوَ أشبَهُ بِيَومِ قِيامِكُم ، فَاذكُروا

بِخُروجِكُم مِن مَنازِلِكُم إلى مُصَلاّكُم خُروجَكُم مِنَ الأجداثِ إلى رَبِّكُم ، وَ اذكُروا بِوُقوفِكُم في مُصَلاّكُم وُقوفَكُم بَينَ

يَدَي رَبِّكُم ، وَ اذكُروا بِرُجوعِكُم إلى مَنازِلِكُم رُجوعَكُم إلى مَنازِلِكُم في الجَنَّةِ !

عِبادَ اللّه ِ ، إنَّ أدنى ما لِلصّائمينَ و الصّائماتِ أن يُنادِيَهُم مَلَكٌ في آخِرِ يَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ : أبشِروا عِبادَ اللّه ِ ؛

فقَد غُفِرَ لَكُم ما سَلَفَ مِن ذُنوبِكُم، فَانظُروا كَيفَ تَكونونَ فيما تَستَأنِفونَ ؟ !
(١)
خطبه امير المؤمنين در عيد فطر
 امام صادق عليه السلام : امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام در روز فطر خطبه ايراد كرد و فرمود :

اى مردم! همانا اين روزِ شما، روزى است كه در آن نيكوكاران پاداش مى يابند و هرزه كاران زيان مى بينند و

شباهت بسيارى به روز رستاخيز شما دارد. پس، با بيرون آمدن از خانه هاى خود به سوى مصلاّيتان به ياد آن

روزى افتيد كه از گورهايتان به سوى پروردگارتان بيرون مى آييد و از ايستادن در مصلاّيتان به ياد آن روزى افتيد

كه در پيشگاه پروردگارتان مى ايستيد و از بازگشتن به سوى خانه هايتان آن روزى را ياد آوريد كه به خانه هاى

خود در بهشت باز مى گرديد!

اى بندگان خدا! كمترين چيزى كه براى مردان و زنان روزه گير مى باشد، اين است كه در روز آخر ماه رمضان

فرشته اى آنان را ندا مى دهد : بشارت بادا بر شما اى بندگان خدا! كه خداوند گناهان گذشته شما را

بخشود. پس مواظب باشيد كه از اين پس چه مى كنيد!

1-تنبيه الخواطر : ٢/١٥٧.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط حسن ملوندی |

شَهرُ رَمَضانَ

 

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرآنُ هُدىً للنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِّنَ الهُدَى و الْفُرقانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِيضا أو عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّه ُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا العِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللّه َ عَلَى ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» . (١)

الحديث :

1- رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : إنّما سُمِّيَ الرَّمَضانُ لأنّهُ يَرمَضُ الذُّنوبَ . (٢)

2- عنه صلى الله عليه و آله : إنّ أبوابَ السماءِ تُفتَحُ في أوَّلِ ليلةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ، و لا تُغلَقُ إلى آخِرِ ليلةٍ مِنهُ . (٣)

3- عنه صلى الله عليه و آله : لَو يَعلَمُ العَبدُ ما في رَمَضانَ لَوَدَّ أن يكونَ رَمَضانُ السَّنَةَ . (٤)

4- بحار الأنوار : ـ رسول اللّه صلى الله عليه و آله لَمّا حَضَرَ شَهرُ رَمَضانَ ـ : سُبحانَ اللّه ِ ! ما ذا تَستَقبِلُونَ ؟ ! و ما ذا يَستَقبِلُكُم ؟ ! قالَها ثلاثَ مَرّاتٍ . (٥)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ماه رمضان

قرآن :

«ماه رمضان ، كه در آن براى راهنمايى مردم و بيان راه روشن هدايت و جدا ساختن حق از باطل ، قرآن نازل شده است . پس هر كه اين ماه را دريابد ، بايد كه در آن روزه بدارد و هر كس كه بيمار يا در سفر باشد به همان تعداد از روزهاى ديگر [روزه بگيرد] . خدا براى شما راحتى و آسانى مى خواهد و خواهان سختى براى شما نيست . و بايد كه آن شمار را كامل كنيد . و خدا را بدان سبب كه راهنماييتان كرده است به بزرگى ياد كنيد و باشد كه سپاسگزار باشيد» .

حديث :

1- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : رمضان را رمضان ناميده اند چون گناهان را مى سوزاند (٦) .

2- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : درهاى آسمان در نخستين شب ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرين شب آن بسته نمى شود .

3- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر بنده ارزش ماه رمضان را بداند، آرزو مى كند كه سراسر سال، رمضان باشد .

4- بحار الأنوار : وقتى ماه رمضان فرا رسيد پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : سبحان اللّه ! به پيشباز عجب ماهى مى رويد! و عجب ماهى به شما روى مى آورد! ـ اين را سه بار تكرار كرد ـ .

 


١-البقرة : ١٨٥ .

٢-كنز العمّال : ٢٣٦٨٨ .

٣-بحار الأنوار:٩٦/٣٤٤/٨.

٤-بحار الأنوار : ٩٦/٣٤٦/١٢ .

٥-بحار الأنوار : ٩٦/٣٤٧/١٣ .

٦-رمضان در لغت به معناى سوزاندن است .

میزان الحکمة ج4 ص516

+ نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط حسن ملوندی |

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند                                                                                                 ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار

----------------------------------------------------------------                                       ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد
یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد

----------------------------------------------------------------
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی .

  چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی.

خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن .                                             خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی.
برای ما که خسته ایم نه؛ ولی  .                                                               برای عده ای چه خوب شد نیامدی.
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام .                                                       دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی.

-----------------------------------------------------------------

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره

و المستشهدین بین یدیه . . .

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط حسن ملوندی |

 
آمار بازدیدکنندگان